منابع زیادی برای ساخت فیلم اروند نداشتم/ واکنش‌های خوبی از مردم و رزمندگان دفاع مقدس داشتیم.

   
نام نویسنده:
|
دسته بندی:
|
«اروند» به نویسندگی و کارگردانی پوریا آذربایجانی نخستین فیلم بلند سینمایی در زمینه شهدای گرانقدر غواص است.

175  مردی که هر کدام شناسنامه ای برای یک عمر الگوسازی جوانان یک سرزمین خواهند بود و حال در هفته دفاع مقدس و در روزهای برپایی جشنواره فیلم مقاومت راهی است برای ورود به دریچه اثری که می خواهد به ما بفهماند نباید فراموش سازیم آن هایی را که دست های خود را بسته ساختند تا ما با دستانی باز زندگی کنیم. به این بهانه به سراغ پوریا آذربایجانی، جوان متعهد و بی ریای سینما رفتم تا این قصه بلندبالا را اندکی با هم ورق بزنیم.

هنگامی که به شهادت 175 شهید غواص می نگریم، چنان نگاه دراماتیک و درس آموزی می یابیم که می تواند برای بسیاری از مردمان این سرزمین چراغ راه باشد. شما از قابلیت های آن واقعه چقدر توانستید در فیلم «اروند» استفاده کنید؟

ساخت فیلم دفاع مقدسی همیشه دغدغه ام بوده و پیش از این هم طرحی آماده کرده بودم که درباره یک جانباز اعصاب و روان بود تا این که خبر شناسایی شهدای غواص پیش آمد و سعی کردم براساس آن به داستانی برسم و امیدوارم موفق بوده باشم چون خیلی دلی با این موضوع همراه شدم. به هر حال از دست های بسته آن عزیزان خیلی منابع کامل تصویری وجود ندارد تا بتوانیم از آن استفاده کنیم. از این نظر سعی کردم به تلفیق آن واقعه با نگاهی داستانی بپردازم و براساس منابعی که در اختیار داشتیم بتوانم جذابیت هایی برای مخاطب ایجاد کنم. چون این واقعه خیلی دردناک و تلخ است و باید از قصه ای استفاده می کردیم که تماشاگر بتواند تا پایان همراهش باشد. از آن جا که نمی خواستیم مستند بسازیم و نیاز به استفاده از وجوه دراماتیک در فیلم بود سعی شد تا داستانی جذاب برای تماشاگر بسازیم. باید ذره ذره داستان ایجاد می شد تا نسبت به آن اتفاق تراژیکی که قرار است پرداخته شود، به شکلی درست عمل کنیم. بر این اساس کاراکتری به نان «یونس» را خلق کردیم که در عین حال که دوست داشتنی است کاملا هم زمینی است و مخاطب می خواهد که با او همذات پنداری کند و همراه شخصیت شود. ما براساس سوارشدن به زندگی یونس به اتفاقات قصه نزدیک شدیم و به نظرم میزان استفاده از جنبه های مختلف این واقعه به همین اندازه در فیلم کافی است. خوشبختانه در این مدت هم شاهد واکنش های خیلی خوبی از سوی مردم و رزمندگان دفاع مقدس بعد از تماشای فیلم «اروند» بوده ام که برایم خیلی زیبا است.

اصلا در هر گونه سینمایی تا شخصیت پردازی شکل نگیرد نمی تواند موجب همذات پنداری مخاطب شود!

بله، باید در فیلمنامه و اجرا به درستی و قابل پذیرش نشان داده شود که چگونه یک شخصیت می تواند بال های پرواز را پیدا کند. اگر این مرحله طی نشود تبدیل به فضایی شعار زده می شود و نمی تواند مخاطب را همراه کند. البته من اصلا اعتقاد ندارد که فیلمنامه ما ضعف ندارد اما سعی کردم تا حد ممکن شخصیت ها و داستانی بسازم که مخاطب آن را درک کند.

البته نیت سالم داشتن و عشق و تعهد به کاری که انجام می دهیم هم مساله مهمی است.

بله، همین طور است. وقتی با کاری دلی و با تمام وجود برخورد کنی حتما شرایطی خوب رقم می خورد. متاسفانه حالا خیلی کارها خالی از عشق شده است. فوتبال بازی می کنند نه بابت لذتی که از این کار می برند بلکه برای رسیدن به ثروت و مثلا خرید فلان ماشین گرانقیمت یا این که فیلم می سازند نه بابت خود فیلم بلکه برای رفتن به فلان جشنواره خارجی! به طوری که فیلمش هنوز در مرحله پیش تولید است اما مصاحبه می کند و می گوید اولین نمایش فیلمش در جشنواره کن خواهد بود! دل این گونه فیلمسازان با فیلم نیست و می خواهد قواعدی را رعایت کند تا یا فیلمش فلان میلیارد در گیشه بفروشد یا این که به فلان جشنواره برود. من فکر می کنم ما به جای این که آرتیست باشیم بیشتر داریم به سمت مهندسی می رویم و این مساله به سینما لطمه می زند.

شما به عنوان یکی از شاگردان مرحوم رسول ملاقلی پور، مهم ترین برداشت هایی که از ایشان دریافت کردید، چه بوده است؟

من همیشه دوست دارم از ایشان یاد کنم، چرا که با رسول ملاقلی پور وارد سینما شدم و خیلی چیزها از او یاد گرفتم. ورودم به سینما با فیلم «نسل سوخته» مرحوم ملاقلی پور بوده که در ابتدا دستیار سوم بودم و بعد هم در فیلم «مزرعه پدری» همکاری کردم. اولین مساله در ایشان برخورد صادقانه با همه افراد گروه است و این که رسول ملاقلی پور با صراحت همه چیز را می گفت و این شفافیت یکی از بارزترین وجوه شخصیتش بود که با صداقت درباره اعتقاداتش حرف می زد و من هم سعی می کنم این گونه باشم، هر چند شاید از این بابت ضربه بخورم. مساله دیگری که از ایشان دریافت کردم، این بود که باید پارتیزانی و با تمام وجود و با سرعت فیلم دلخواه خودمان را بسازیم. در واقع چیزی که رسول ملاقلی پو به لحاظ فنی به من یاد داد این بود که وقتی سرصحنه می روی باید بدانی چه کاری می خواهی انجام دهی.

منبع: farsnews

دیگر اخبار نویسنده

ارسال نظر


شخصی سازی Close
شما در این صفحه قادر به شخصی سازی نمیباشید